زلفت
زپیچ و تاب فزونش طناب شد
یک حلقه
ده که قلب گلوی من آب شد
یک قطره
اشک بهر تو بحر طویل گشت
یک ذره
از فضیلت تو صد کتاب شد
از آتش
تو شکوه به افلاک ریختم
یک قطره
از شکایت م
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی
از همان روز که حُسنش به تجلّی دم زد
از همان دم که دمش طعنه به جام جم زد
از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
محسن عرب خالقی
این پست در اینستاگرام:
https://ww
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی
از ازل در طَلَبَت چشم ترم گفت حسین(ع)
هرکجا بال زدم، بال و پرم گفت حسین(ع)
مادرم داد به من درس محبت اما...
من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین(ع)
این پست در اینستاگرام:
https://www.ins
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی
شبها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو میخواندم از لایتناهی
آوای تو میآردم از شوق به پرواز
شبها که سکوت است و سکوت و سیاهی
امواج نوای تو ، به من میرسد از دور
دریایی و من تشنهی مهر تو
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی
من که باشم که بگویم سخن از حضرت عشق؟
وحی نازل شده انگار، بر این دفتر من
قلمم کاتب و گفتند که: «حا سین یا نون»
شده تفسیر تمامی لغات این عشق
«هو لیلا و تماماً همه از دم مجنون»
من که باشم که بگوی
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی
شهید مصطفی چمران:
"سـَر" آن است که در طریــق وصـال به باد رود
و " جـان" متاعی است که هم او بخشیده است تا به بهای آن لقایش را باز خریم،
و سِّر آن که خون مقتول عشق را ثارالله گفته اند نیز در همین جا
برچسب:
نویسنده: نگار هاشمی